نماینده/ سحر سموات :همزمان با افزایش تحرکات دیپلماتیک و مطرح شدن دوباره بحث مذاکره میان ایران و آمریکا، فضای سیاسی و رسانهای کشور وارد مرحله تازهای شده است. در شرایطی که بخشی از افکار عمومی همچنان با نگاه محتاطانه تحولات را دنبال میکند، مسئولان تأکید دارند مذاکرات احتمالی این بار با تفاوتهای جدی نسبت به گذشته، بر پایه حفظ خطوط قرمز، دریافت تضمین عملی و راستیآزمایی اقدامات طرف مقابل پیش خواهد رفت.
واقعیت این است که در عرصه سیاست، مذاکره به خودی خود نه نشانه ضعف است و نه عقبنشینی. دیپلماسی یکی از ابزارهای قدرت کشورها برای مدیریت بحرانها، کاهش هزینهها و دفاع از منافع ملی محسوب میشود. آنچه اهمیت دارد، نحوه مذاکره، میزان اقتدار تیم مذاکرهکننده و میزان پایبندی به خطوط قرمز کشور است.
بخش مهمی از حساسیت افکار عمومی نسبت به مذاکرات نیز به تجربههای گذشته بازمیگردد؛ تجربهای که باعث شد جامعه نسبت به وعدههای طرف مقابل با احتیاط بیشتری نگاه کند. به همین دلیل، بسیاری معتقدند هرگونه گفتوگو باید همراه با تضمینهای واقعی و اقدامات عملی باشد، نه صرفاً تعهدات سیاسی و رسانهای.
شرایط امروز اما با فضای مذاکرات سالهای گذشته تفاوتهای مهمی دارد. این بار تأکید اصلی ایران بر «راستیآزمایی»، «تضمین عملی» و «اثبات حسن نیت» طرف مقابل قرار گرفته است. مسئولان بارها اعلام کردهاند که بدون مشاهده اقدامات واقعی از سوی آمریکا، توافقی پایدار شکل نخواهد گرفت و تهران صرفاً به وعدههای سیاسی اکتفا نخواهد کرد.
در همین چارچوب، موضوع آزادسازی منابع مالی بلوکهشده ایران به یکی از محورهای اصلی گفتوگوها تبدیل شده است. گفته میشود ایران در مذاکرات اخیر، بازگشت بخشی از این داراییها را بهعنوان نشانهای از حسن نیت آمریکا مطرح کرده و ادامه روند گفتوگوها را به اقدامات عملی طرف مقابل گره زده است. بسیاری از تحلیلگران سفر اخیر مقامات ایرانی به قطر را نیز در همین راستا ارزیابی میکنند؛ سفری که علاوه بر رایزنیهای منطقهای، به موضوع آزادسازی منابع مالی ایران و فراهم شدن مقدمات ادامه مذاکرات در بازهای حدود شصت روزه مرتبط دانسته میشود.
در این میان، نقش سیدعباس عراقچی نیز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. عراقچی که سابقه حضور مستقیم در مذاکرات هستهای گذشته را در کارنامه دارد، امروز با نگاهی واقعبینانهتر وارد میدان شده است. تحرکات اخیر دستگاه دیپلماسی، از رایزنی با کشورهای منطقه تا پیگیری پرونده منابع مالی بلوکهشده، نشان میدهد تیم مذاکرهکننده تلاش میکند مذاکرات را بر اساس منافع ملی و به دور از فضای هیجانی پیش ببرد.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند تجربه سالهای گذشته باعث شده عراقچی و تیم همراهش این بار بر دریافت تضمین عملی و حفظ خطوط قرمز کشور تأکید بیشتری داشته باشند. از نگاه حامیان این رویکرد، هدف مذاکرات فعلی تکرار مدل برجام نیست، بلکه رسیدن به تفاهمی است که در آن ابتدا حسن نیت طرف مقابل در عمل اثبات شود و سپس مسیر گفتوگو درباره مسائل مهمتر ادامه پیدا کند
در این میان، مواضع اخیر قالیباف درباره روند مذاکرات نیز بازتاب گستردهای در فضای سیاسی کشور داشته است. او با تأکید بر اینکه «امتیازات را نه با گفتوگو، بلکه با قدرت میدانی و اقتدار کشور میگیریم و در مذاکره صرفاً آن را تفهیم میکنیم»، تلاش کرده نشان دهد نگاه حاکم بر مذاکرات فعلی با فضای گذشته تفاوت دارد. قالیباف همچنین با تأکید بر اینکه «رفتار طرف مقابل، نه وعدهها و تضمینهای روی کاغذ، معیار تصمیمگیری خواهد بود»، تصریح کرده هیچ اقدامی از سوی ایران پیش از اقدام عملی طرف مقابل انجام نخواهد شد. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این مواضع نشاندهنده آن است که تهران در مذاکرات جدید تلاش میکند از موضع اقتدار و با تکیه بر تجربه سالهای گذشته وارد گفتوگو شود، نه بر پایه اعتماد صرف به تعهدات سیاسی آمریکا.
از سوی دیگر، در ساختار جمهوری اسلامی روشن است که پروندهای به اهمیت مذاکرات خارجی، خارج از چارچوب سیاستهای کلان نظام پیش نمیرود. عراقچی، قالیباف و دیگر مسئولان مرتبط با این پرونده، در هماهنگی کامل با رهبری حرکت میکنند و طبیعی است که تصمیمات کلان بدون نظر و اذن رهبر انقلاب اتخاذ نشود. رهبر انقلاب نیز در پیامها و سخنان اخیر خود بارها بر ضرورت حفظ وحدت ملی، پرهیز از دوقطبیسازی و جلوگیری از ایجاد تفرقه در جامعه تأکید کردهاند؛ موضوعی که بسیاری آن را نشانه اهمیت انسجام داخلی در شرایط حساس فعلی میدانند.
در کنار مسائل اقتصادی و موضوع آزادسازی منابع مالی ایران، گفته میشود یکی از محورهای مهم گفتوگوها و پیشنویس تفاهمات مطرحشده، حرکت به سمت کاهش تنش و پایان درگیریها در جبهههای مختلف منطقه است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند شرایط جدید منطقه پس از ماههای پرتنش اخیر، همه طرفها را به این جمعبندی رسانده که ادامه درگیری و جنگ فرسایشی میتواند هزینههای سنگینی برای منطقه و بازیگران درگیر به همراه داشته باشد. به همین دلیل، بخشی از مذاکرات فعلی تنها به موضوع هستهای محدود نمیشود و تلاشهایی برای رسیدن به نوعی تفاهم گستردهتر در حوزه امنیت منطقهای، کاهش تنشها و بازگشت ثبات به منطقه نیز در جریان است.
در چنین فضایی، بسیاری معتقدند باید به مسئولان و تیم مذاکرهکنندهای که در چارچوب سیاستهای کلان نظام حرکت میکنند، اعتماد داد تا بتوانند با پشتوانه آرامش و وحدت داخلی، مسیر دیپلماسی را دنبال کنند. بدون تردید، اختلافافکنی و ایجاد فضای بیاعتمادی، بیش از هر چیز میتواند قدرت چانهزنی ایران را در برابر طرف مقابل کاهش دهد.
امروز افکار عمومی با دقت روند مذاکرات را دنبال میکند و طبیعی است که مردم انتظار داشته باشند تیم مذاکرهکننده با قدرت از حقوق و خطوط قرمز کشور دفاع کند. اما همزمان، بسیاری معتقدند شرایط امروز با گذشته تفاوت دارد و تجربه سالهای اخیر باعث شده نگاه واقعبینانهتری بر روند مذاکرات حاکم باشد. در چنین شرایطی، حفظ انسجام داخلی و اعتماد به تیم مذاکرهکننده میتواند قدرت ایران را در مسیر دیپلماسی افزایش دهد و زمینه رسیدن به تفاهمی پایدارتر را فراهم کند.
در نهایت، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، رسیدن به نوعی اعتمادسازی متقابل و تفاهم برای پایان دادن به شرایط تنش و جنگ است. اگر این مرحله با موفقیت طی شود و طرف مقابل حسن نیت خود را در عمل نشان دهد، آنگاه میتوان درباره پروندههای مهمتر، از جمله مسائل هستهای، با دست پرتر و پشتوانهای قویتر وارد گفتوگو شد؛ گفتوگویی که این بار باید بیش از هر زمان دیگری بر پایه واقعبینی، تضمین عملی و حفظ منافع ملی استوار باشد
نظر شما