به گزارش «نماینده»، بیش از ۹۰ روز از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان می گذرد، جنگی که دشمنان پس از عدم پیروزی در میدان با طرح آتش بس تلاش کرد از منجلابی که در آن فرو رفته رهایی یابد.
به اذعان بسیاری از تحلیلگران ترامپ و نتانیاهو به دلیل اشتباهشان در آغاز این جنگ در باتلاقی گیر افتاده اند که هم اکنون توان رهایی از آن را ندارند و ترجیح میدهند به جنگی که از زمان اعلام آتشبس در هشتم آوریل متوقف شده است، بازنگردند.
در طول مدت آتش بس تیم مذاکره کننده کشورمان به ریاست محمد باقر قالیباف روند رسیدن به یک توافق خوب را بررسی می کنند که البته آمریکا موانعی را در این راستا ایجاد می کند و ترامپ هر بار با ادعاهای جدید سعی در گرفتن امتیاز بیشتر از این توافق است که با مخالفت ایران مواجه می شود.
در این راستا با امیر ابراهیم رسولی مشاور سیاسی رئیس مجلس، استاد دانشگاه، فعال حزبی و تحلیلگر مسائل سیاسی گفت و گو کردهایم، آنچه در ادامه میآید مشروح این گفت و گو است.
مشی رئیس مجلس و سایر دلسوزان عبور از مسائل حاشیه ای است
رهبر معظم انقلاب در پیامی به مناسبت سالروز افتتاح اولین دوره مجلس، تأکید کردند که نخبگان جامعه باید از اختلافات پوچ سیاسی و برجستهکردن تفاوتهای اجتماعی پرهیز کنند. ایشان خطاب به نمایندگان مجلس تأکید کردند که «مطالبات عمومی مردم باید بر منافع جناحی و گروهی ترجیح داده شود». نظر شما درباره طرح این بیانات در مقطع کنونی چیست و چگونه میتوان به آن جامه عمل پوشاند؟
رسولی: این یک منش است که هم رهبر شهید بر آن تاکید داشتند و هم رهبر سوم انقلاب اسلامی بر آن تاکید دارند، تأکید ایشان در مقطع فعلی، به دلیل شرایط خاصی است که کشور در آن قرار دارد. شاید در شرایط عادی، بتوان از جریانها و گروههای مختلف خواست که دیدگاههای خود را در قالب مناظره و بحث بیان کنند؛ اما امروز در شرایط ویژهای هستیم. عبارتی که گاهی به شوخی درباره «برهههای حساس» به کار میرفت، امروز به یک واقعیت ملموس تبدیل شده است.
از این جهت درک پیچیدگیهای این شرایط برای مسئولان، احزاب و فعالان سیاسی الزامی است. این تأکیدات، پیشینهای نیز دارد؛ از جمله در آخرین دیدار رهبر شهید با نمایندگان مجلس دوازدهم که من نیز در آن حضور داشتم، ایشان نکته کلیدی و ظریفی را مطرح کردند. ایشان تأکید داشتند که «انقلابیگری فقط به فریاد زدن نیست». این تذکر، در واقع شاخصی برای تمامی کسانی بود که ممکن است با رفتارهای خود، وحدت ملی را خدشهدار کنند و منافع کشور را در معرض خطر قرار دهند.
امروز هم خلف صالح ایشان، حضرت آیتالله حسینی خامنهای، مجدداً در این مقطع حساس، بر کنار گذاشتن اختلافات و پرهیز از ورود به مسائل جزئی تأکید میکنند و خواهان پیگیری مسائل اصلی کشور هستند. ما که تحولات حوزه احزاب و تشکیلات سیاسی را دنبال میکنیم، معتقدیم که اولویت امروز کشور پرداختن به اختلافات نیست. مشی رئیس مجلس و سایر دلسوزان در جمهوری اسلامی نیز بر همین استوار است که باید از مسائل حاشیهای عبور کنیم، اگرچه ممکن است در فرصتی مناسبتر، در خصوص ۱۰ نکته نیز با هم بنشینیم، حرف بزنیم و بحث کنیم. اما در حال حاضر، طرح این مسائل در سطح جامعه اولویت ندارد.
در سطح جامعه چطور؟ این موضوع چگونه ارزیابی میشود؟
رسولی: وقتی سران سیاسی، احزاب، گروهها، جریانها، نمایندگان و مسئولان دولتی این رویکرد را رعایت نکنند، این مسائل به کف جامعه تسری پیدا میکند. چون این افراد شبانگاه در میادین مختلف به سخنرانی میپردازند. من خودم در ۲۵ تا ۳۰ شب، در مناطق مختلف سخنرانی کردهام. در این سخنرانیها، اطلاعاتی به جامعه منتقل میشود و شما در شکلگیری اذهان عمومی نقش دارید. اگر اطلاعات نادرست یا تحلیلهای غلط منتقل شود، خیابان ملتهب میشود و تشویش ایجاد میشود.
بنابراین، رسالت کسانی که در حوزه سیاسی و اجتماعی فعال هستند، بسیار مهم است. تأکیدات رهبر انقلاب نیز به همین دلیل است که این افراد در افکار عمومی نقش دارند و میتوانند به آرامش جامعه در این شرایط خاص کمک کنند یا بالعکس، باعث بر هم خوردن آن شوند. لذا این تذکر در بهترین زمان ممکن و در بهترین موقعیت طرح شد.
وحدت میدان، خیابان و دیپلماسی باید حفظ شود
رئیس تیم مذاکرهکننده، جناب آقای دکتر قالیباف هستند و این تیم در یک فرایند فرا جناحی شکل گرفته است. با این حال در روزهای اخیر شاهد برخی اظهارات وحدتشکنانه نسبت به تیم مذاکرهکننده بودهایم. آیا فکر نمیکنید که همانطور که از میدان حمایت میکنیم، باید از تیم مذاکرهکننده کشورمان نیز حمایت کنیم؟ چرا برخی افراد تیم را تضعیف می کنند؟
رسولی: در خصوص موضوع دیپلماسی و مذاکره، ابتدا باید با بینشی صحیح این مسائل را در جامعه مطرح کرد. البته جای نقد همواره وجود دارد، اما من ترجیح میدهم به جای کلمه «تضعیف»، از «نقد» سخن بگویم؛ زیرا ممکن است برخی نقد داشته باشند. نکته مهم این است که نقد نباید اصول اصلی را زیر پا بگذارد و باعث خدشهدار شدن اصل ماجرا شود.
ما در این برهه، یک «سهضلعی» داریم که در گذشته «دو ضلعی» بود. قبلاً «میدان» و «دیپلماسی» را داشتیم؛ اما امروز این سهضلعی شامل «میدان»، «دیپلماسی» و «خیابان» (مردم) است. حضور مردم مهم، اثرگذار و تعیینکننده بوده است. بنابراین، وحدت این سهضلعی باید حفظ شود.
نباید جلوی دهان کسی را برای حرف زدن یا نقد کردن بست. نقد زمانی آسیبزن است که به اصل ماجرا، یعنی به وحدت این سهضلعی، آسیب وارد کند. اگر کسانی با نقد خود باعث اصلاح امور شوند، باید از آنها استقبال کرد و حتی تشکر نمود؛ زیرا این نقدها زمینه را برای بهبود فراهم میکنند.اگر نقد ما، حرف ما، یا تحلیل ما به وحدت «دیپلماسی، میدان و خیابان» آسیب بزند، آن دیگر نقد نیست. ما باید این خط قرمز را رعایت کنیم و در این شرایط، آن را دنبال نماییم. همچنین باید به کسانی که در این مسیر حرکت میکنند، به صورت برادرانه تذکر دهیم که آقا، شما نقد کن؛ نقد اشکالی ندارد. اما اگر قرار باشد نقد شما به وحدت این سهضلعی آسیب بزند، نتیجه آن تشویش اذهان عمومی، به هم ریختگی جامعه و آسیب به تیم مذاکرهکننده خواهد بود.
تیم مذاکرهکننده، جزئی از میدان است؛ همانطور که یک جنگ ممکن است در تنگه، در آسمان یا در مذاکره باشد. در مذاکرات اسلام آباد، قبل از اینکه تیم مذاکرهکننده به آن سفر برود، چه فضایی توسط برخی افراد ساخته شد؟ با این حال، تیم رفت و در جایی وارد مذاکره شد که منافع مردم و کشور ایجاب میکرد. حتی وقتی رئیس تیم مذاکرهکننده تشخیص داد که ادامه مسیر به نفع کشور نیست، دستور بازگشت را صادر کرد و هواپیما بازگشت. پس تیم مذاکرهکننده در برابر فشارها ایستاد و زیر بار حرف زور نرفت.
باید به تیم مذاکره کننده اعتماد کرد
بنابراین باید به تیم مذاکرهکننده اعتماد کرد؛ اصلاً بحثِ جریانهای سیاسی یا حتی بحث قوا در میان نیست. اگر دقت کنید، در این تیم از نمایندگان مجلس، اعضای دولت، نیروهای نظامی و فعالان رسانهای با سلایق مختلف حضور داشتند. این یعنی ما با یک تیم مذاکرهکننده ملی روبهرو هستیم. بنابراین، تضعیف چنین تیمی چه معنایی دارد؟
بعضیها بعد از رفتوبرگشت تیم، شروع به قضاوت و تحلیل کردند؛ بعد هم گفتند نه، ماجرا آنطور که شما میگویید نبوده و تفسیرهای مختلفی ارائه دادند. حرف من این است که تحلیل و قضاوت درباره افراد و عملکردها مهم است، اما باید بهگونهای باشد که اگر روزی یکی از همین افراد در راه کشور به شهادت رسید، بعداً دچار حسرت نشویم که چرا زود قضاوت کردیم.
شما هم تجربه دارید که درباره برخی افراد، در مقاطعی قضاوتهای نادرستی صورت میگرفت، اما در نهایت مشخص میشد همان افراد عاقبتبهخیر و شهید شدند. امروز باید با دقت بیشتری درباره اشخاص و عملکردها قضاوت کنیم و نقد هم داشته باشیم، اما خط قرمز این است که به وحدتِ میدان، دیپلماسی و خیابان آسیب نزنیم. اگر این مبنا برای همه ما پذیرفته شود، تکلیف روشن است.
آخرین پیام آقای قالیباف در قبال دولت، حمایت و پشتیبانی از زحمات رئیس جمهور بود، این نشان میدهد که امروز سران قوا اختلافات خود را در جلسات خصوصی حل میکنند و کار کشور را پیش میبرند.
من معتقدم تیم مذاکرهکننده امتحان خودش را پس داده است. چرا؟ چون وقتی این تیم رفت و عملکردش را ارائه کرد و بازگشت، اگر نسبت به آن عملکرد خدشهای وجود داشت یا اگر نظام به آقای دکتر قالیباف اعتماد نداشت، چگونه پرونده مهمی مثل چین دوباره به شرح وظایف ایشان اضافه شد؟ این یعنی اعتماد وجود دارد. یعنی نظام به این جمعبندی رسیده که ایشان این پرونده مهم را هم پیگیری کنند. بنابراین، باید دقت کنیم که تحلیل اشتباه و قضاوت نادرست به فضای عمومی منتقل نشود این فضا را به خیابان منتقل میکنید درست منتقل کنید بدون غرایض سیاسی و شخصی. اگر درست بیان نشود این طور می شود که در نهایت، رهبر معظم انقلاب پیامی صادر میکنند، شرایط را میبینند، گزارشهای مختلف را از مبادی گوناگون دریافت میکنند و سپس تذکر میدهند. پس این تذکرات مبتنی بر واقعیات، عملکردها و فضای موجود است. امیدوارم همه ما در این مسیر سهم خود را ایفا کنیم و بتوانیم وحدت میان دیپلماسی، میدان و خیابان را حفظ کنیم.
قالیباف مصلحت کشور، منافع مردم و خرد جمعی را در نظر میگیرد
ما الان شاهدیم که آقای قالیباف رهبری تیم مذاکره کننده را بر عهده دارند. اگر قبلاً مثلاً اصولگراها روی ایشان اجماع داشتند و ایشان را از طیف خودشان میدانستند، الان اصلاحطلبها هم اقدامات ایشان را مثبت ارزیابی میکنند. ارزیابی شما این این شرایط چیست؟
رسولی: حوزه سیاست، حوزهای سیالی است. اینکه امروز میبینید جریانهای مختلف سیاسی بر آقای قالیباف اتفاق نظر دارند، حاصل وحدت و همگرایی است که در کشور شکل گرفته است. ممکن است وی در مقطعی مواضعی بگیرد که یک جریان سیاسی از آن خوشش نیاید؛ اما آنچه آقای قالیباف دنبال میکند، برای خوشایند یک جریان خاص نیست. ایشان مصلحت کشور، منافع مردم و خرد جمعی را در نظر میگیرد و بر همان اساس حرکت میکند.
اظهارات و مواضع وی نیز مبتنی بر مشورت با هم ارکان کشور است و تصمیم بر اساس خرد جمعی و نظر ارکان مختلف کشور است، ممکن است جریان های سیاسی یک بخشی خوششان بیاید یا خوششان نیاید، بنابراین، اگر از وی بهعنوان یک شخصیت ملی یاد میشود، دلیلش همین رویکرد ملیگرایانه و فراتر از جناحبندیهای سیاسی است. البته در سیاست، استمرار این جایگاه وابسته به رفتار، تصمیمها و میزان پایبندی به منافع عمومی است؛ اما تا امروز، این مسیر نشان داده که ایشان بیشتر بر مدار منافع ملی حرکت کردهاند تا ملاحظات جناحی.
تصمیمگیری در کشور، بر پایه مشورت با همه ارکان نظام و با در نظر گرفتن خرد جمعی انجام میشود. البته ممکن است جریانهای سیاسی در مواردی با این تصمیمات موافق یا مخالف باشند. آنچه من در سالها کار با آقای دکتر قالیباف مشاهده کردهام، این است که وی همواره به دنبال انجام کار درست و مؤثر برای کشور بودهاند، حتی اگر این موضوع با سلیقه برخی جریانهای سیاسی همراستا نباشد.
اینکه امروز شاهد اجماع نسبی در میان جریانهای مختلف سیاسی هستیم، یک سرمایه بزرگ برای کشور است و باید خدا را شکر کرد. این اجماع به پیشبرد امور کمک میکند. اما همانطور که اشاره کردید، اگر بر اساس خرد جمعی تصمیمی گرفته شود که ممکن است باب میل یک جریان خاص نباشد، نباید در مواضع خود تردید کرد. آنچه مهم است، دنبال کردنِ راه درست برای منافع ملی و مردم است؛ نه خوشایندِ یک جریان سیاسی خاص.
در حال حاضر، در مقطع کنونی، ملاک تصمیمگیری، دستهبندیهای اصولگرا و اصلاحطلب نیست. ممکن است یک اصولگرا، یک اصلاحطلب یا حتی یک فرد مستقل، نظری داشته باشد؛ اما آنچه در نهایت به تصمیم نهایی منجر میشود، خرد جمعی در ارکان کشور است.
در هیچ مقطع تاریخی روسای قوا تا این حد هماهنگ و همراه نبودهاند
من شما را به مقاطع تاریخی گذشته ارجاع میدهم؛ از مجلس هفتم، هشتم، نهم، دهم، یازدهم و حال دوازدهم، و دولتهای مختلف که آمده و رفتهاند. هیچ مقطع تاریخی را نمیتوان یافت که سران قوا تا این حد هماهنگ و همراه بوده باشند. در گذشته، اختلافات رؤسای قوا علنی بود و از طریق رسانهها به یکدیگر پاسخ میدادند. اما امروز چنین چیزی را نمیبینیم.
آخرین پیام آقای قالیباف در قبال دولت، حمایت و پشتیبانی از زحمات رئیس جمهور بود. این نشان میدهد که امروز سران قوا اختلافات خود را در جلسات خصوصی حل میکنند و کار کشور را پیش میبرند، زیرا کشور در شرایط خاصی قرار دارد. این رویه باید الگویی برای سایر اجزا باشد.
البته تأکید میکنم که این به معنای بستن باب نقد نیست. نباید جلوی حرف مخالف یا نقدی که به ما خوش نمیآید را گرفت. اما فردی که نقد میکند، باید بداند که این نقد نباید به وحدت سهضلعی میدان، دیپلماسی و خیابان خدشه وارد کند. اگر این اصل رعایت شود، تکلیف روشن است.
یکی از مهمترین تغییراتی که جنگ تحمیلی اخیر در سطح منطقه و جهان ایجاد کرده و یا خود را نشان داده، شکاف میان اروپا و آمریکا بوده است.به نظر شما در این جنگ چقدر ذهنیت دنیا نسبت به ایران، توانمندیها و قدرت جمهوری اسلامی تغییر کرده است؟
رسولی: تحلیل من در مورد جنگ این است که قضیه فراتر از صرفِ اختلاف میان آمریکا و اروپا است. این جنگ، در حقیقت، نمایشگر «عزت ایران» بوده که در این مدت اتفاق افتاده است. آن «خودباوری» که رهبر شهید ما ۳۷ سال برای آن زحمت کشیدند و با مدیریت خودشان، حتی در مواجهه با طعنههای دشمنان بیرونی و معارضین داخلی، بر آن ایستادند، امروز به «قدرت موشکی» و «اقتدار ما» تبدیل شده و به عزت ما انجامیده است.
این جنگ ۹۰ روزه، چند اتفاق کلیدی را برای ما رقم زده است، نخست این که بیش از پیش، جایگاه ولایت فقیه و رهبری ایشان و مسیری که پیش گرفتهایم، روشن و تثبیت شده است دوم شکستن هژمونی آمریکا در منطقه بوده و نگاه آمریکا در منطقه تضعیف شده است. حتی کشورهایی که به ظاهر نام مسلمان دارند، اما خاک خود را در اختیار دشمن ما قرار داده بودند، اکنون متوجه شدهاند که در کنار جمهوری اسلامی، امنیت بیشتری دارند. در مقابل، کشورهایی که خاک خود را به دشمن فروختند، امنیتشان به خطر افتاده و همپیمانانشان نیز نتوانستهاند از آنها دفاع کنند و آسیب دیدهاند.حتی شاهد بودید که برخی کشورهای اروپایی و ناتو چگونه در قبال درخواستهای ترامپ و رفتارهای نامتعادل او واکنش نشان دادند. این عدم تعادل سیاسی که هر روز با توئیتهای متناقض ترامپ همراه بود، حتی واکنش سناتورهای آمریکایی را نیز برانگیخت.
در داخل آمریکا نیز شاهد واکنشهایی نسبت به رفتار نامعقول ترامپ بودیم. این تحولات، حتی بر کسانی که با جمهوری اسلامی زاویه داشتند یا منتقد بودند، تأثیر گذاشته است. امروز بسیاری از این افراد به عزت جمهوری اسلامی باور پیدا کردهاند؛ این همان ایرانی است که سالها در راهپیماییها شعار آن داده میشد؛ «ایستادیم و مقاومت کردیم و موفق بودیم».
همچنین، مردم به پوشالی بودن قدرت آمریکا پی بردند و دیدند که قدرت آمریکا آنطور که تعریف میکنند، نیست. نسل جدید که شاید خیلی مسائل را با حرف باور نکنند، اما با لمس واقعیتها، قدرت ایران را درک میکنند. وقتی شما در خیابان میروید، میبینید که تیپهای مختلف با ظواهر گوناگون کنار هم ایستادهاند؛ دوستانی با پوششهای متفاوت در میدان انقلاب حاضرند. اینها باور کردهاند که عزت جمهوری اسلامی واقعی است، پای کشورشان ایستادهاند و قدرت ایران را لمس کردهاند.
به باور من، این جنگ ۹۰ روزه برکات فراوانی داشته است. البته باید با واقعگرایی با جامعه صحبت کرد؛ دستاوردها و عزت ما کجاست و چه آسیبهایی دیدهایم. جنگ، آسیبهایی دارد و این آسیبها نتایجی به همراه دارد. همه این موارد باید در کنار هم دیده شوند.
شما در مورد حضور مردم در خیابانها صحبت کردید. از ابتدای جنگ، مردم ما همواره در خیابانها حضور داشته و از نظام و کشورشان حمایت کردهاند. لطفاً در مورد نقش مردم در پیروزیها و نمایش قدرت جمهوری اسلامی به دنیا برایمان بفرمایید؟
رسولی: حضور مردم بسیار تعیینکننده بوده است. یادم میآید زمانی که در اواخر مجلس هفتم، گزارشهایی از وضعیت موجود ارائه میدادم و به کف میدانها میرفتم، به آقای قالیباف گزارشی دادم. رئیس مجلس بیان کرد که هر موقع تصاویر حضور مردم را میبینم، روحیه میگیرم و احساس میکنم که ما در مسیری درست حرکت میکنیم و کسانی که بعد از خدا پشت ما ایستادهاند، همین مردم هستند. این امید به حضور مردم در خیابان، در پیامهای رهبر انقلاب نیز به صراحت دیده میشود.
انسجام و وحدت مردم در خیابان، تنگ نظریها و حسادتها را دور می کند/ به مردم اطلاعات درست بدهیم
حضور مردم، از اقشار مختلف و با نگاهها و سلایق گوناگون، یک سرمایه بزرگ برای کشور است. این انسجام و وحدتی که در میان مردم ایجاد میشود، ما را از تنگنظریها، حسادتها و ایرادگیریها دور میکند. این یک سرمایه ملی است که باید قدرش را بدانیم و از آن مراقبت کنیم. یکی از ابزارهای مراقبت، ارائه اطلاعات درست به مردم و روشنگری است. نباید اطلاعات و تحلیل اشتباه به آنها داد و ذهنشان را مشوش کرد. باید واقعیات را بیان کرد و از تحلیلهای شخصی پرهیز نمود. البته مردم نیز باید به هر کسی که تحلیل میدهد میبینند تحلیل مبتنی بر سند و مدرک نباشد، سؤال کنند که این حرف بر چه اساسی زده شده است.
حضور مردم در خیابانها، که در ابتدای صحبتهایم به آن اشاره کردم، ضلع سوم اقتدار ما در جنگ تحمیلی را تشکیل میدهد و ضلع مهمی نیز هست. امیدواریم تا پیروزی کامل ایران، این ضلع در کنار دیپلماسی و میدان باقی بماند.
نباید دچار آلزایمر سیاسی شویم و جانفدایان را فراموش کنیم
طی این مدت ما پویشی به نام «جان فدا» داشتیم که بیش از ۳۰ میلیون نفر در آن ثبتنام کردند. در دوران پس از جنگ، چگونه میتوان از این ظرفیت برای بازسازی کشور بهره برد؟
رسولی: اولین گام این است که ما دچار «آلزایمر سیاسی» نشویم؛ یعنی حضور مردم و این «جانفدایی» را فراموش نکنیم. بنابراین، اولین قدم این است که اگر این دوره (مجلس و دولت) به پایان رسید، نه دولت، نه مجلس و نه هیچ نهاد دیگری، فراموش نکند که مردم در سختترین شرایط اقتصادی، سیاسی و نظامی، در کنار جمهوری اسلامی ایستادند.
نکته دوم این است که این پویش، پویشی با اطلاعات ثبت شده است. یعنی هر فردی که ثبتنام کرده، اطلاعات شخصی، شماره تماس و کد ملی خود را ارائه داده است. این امر دسترسی به سوابق افراد را آسان میکند. میتوانیم سوابق تحصیلی، سوابق شغلی و رزومه هر فرد را بررسی کنیم و سپس از این ظرفیت برای بازسازی کشور استفاده نماییم. این افراد، چه خانم، چه آقا، چه جوان و چه نوجوان، زمانی که اعلام عمومی شد، بدون دریافت پول یا امتیاز خاصی ثبتنام کردند.
از این بیش از ۳۰ میلیون نفر، تصور من این است که در اوج دوران ثبتنام، با وجود مشکلات اینترنت و عدم دسترسی برخی افراد، این رقم همچنان قابل توجه است. شاید اگر همه امکان ثبتنام داشتند، این عدد بسیار بیشتر هم میشد. امیدوارم که از همه کسانی که در «جان فدا» ثبتنام کردهاند و همچنین کسانی که نتوانستهاند ثبتنام کنند، چه پس از دوران جنگ و چه در مواقع ضروری، غافل نشویم و از این ظرفیت عظیم مردمی که در کشور وجود دارد، استفاده کنیم.
بسیاری از افراد، تهاجم آمریکا به ایران را با حمله مغول و اسکندر مقایسه کردهاند. فکر میکنید ما برای تثبیت پیروزیمان باید چه اقداماتی انجام دهیم؟ و آیا آمریکا پس از جنگ، مجدداً از عبارت «همه گزینهها روی میز است» استفاده خواهد کرد؟
رسولی: ما در تاریخ سیاسی کشور، صحنههای مختلف و تجربیات گوناگونی داشتهایم و آمریکاییها را بارها آزمودهایم. هم در دین اسلام روایاتی داریم که بر تجربهاندوزی تأکید میکنند و هم در تاریخ سیاسی ایران، تجربیات تلخ و شیرینی داریم. آمریکاییها با اقدامات خود، بیاعتمادی ایجاد کرده و ذهنیتها را نسبت به خود منفی ساختهاند.
اما ما چه کار میکنیم؟ ما هیچگاه جنگطلب نبودهایم؛ همیشه از خود دفاع کردهایم. متجاوز همیشه دیگران بودهاند؛ چه در دوران هشت سال دفاع مقدس، چه در جنگ ۱۲ روزه اخیر، و چه در هر مقطع دیگری. مشخص است چه کسی تجاوز میکند، چه کسی آتشبس پیشنهاد میدهد و چه کسی آن را میپذیرد. بنابراین، تکلیف ما با روحیه جنگستیزی و جنگطلبی روشن است. ایرانیها جنگطلب نیستند، اما مقاومت میکنند؛ در مقابل حق خود میایستند و در برابر زور سکوت نمیکنند.
ایرانیها جنگ طلب نیستند اما در برابر زور میایستند
در مورد اینکه آمریکاییها در آینده چه خواهند کرد، به نظر من هر کاری از آنها محتمل است. اما تکلیف ما اکنون چیست؟ ما باید با هوشیاری، تیزبینی و دقت نسبت به آینده عمل کنیم. این تجربه باید به ما کمک کند. در فصل مذاکرات جدید، تیم مذاکرهکننده و رئیس آن، از بالاترین سطح هوشمندی و آمادگی برخوردارند؛ چرا که تجربیات گذشته را دیدهاند، تاریخ سیاسی کشور را مطالعه کردهاند و تجربه عینی دارند. آنها قدم به قدم پیش میروند. دلیل اینکه اکنون وارد مذاکرات دو مرحلهای شدهایم، این است که معتقدیم اول باید اقدامات اعتمادساز صورت گیرد تا ما بتوانیم با اطمینان جلو بیاییم.
در گذشته، برخی مذاکره کردند، اما چون اقدامات اعتمادساز وجود نداشت، طرف مقابل (آمریکاییها) بر اساس عهدشکنی خود و منش و روش نامردی خودشان، توافق را زیر پا گذاشتند ما برای موفقیت در مسیر سیاسی و دیپلماسی، باید بدانیم که برخلاف اقلیتی که ممکن است در برخی جاها حرفهای متفاوتی بزنند، ارکان کشور و رأس نظام با لفظ مذاکره به صورت مطلق مخالف نیستند پس باب مذاکره باز است.
تیم مذاکره کننده از بالاترین سطح هوشمندی و آمادگی برخوردار است
اینکه گفته میشود “ارکان کشور مخالفند”، چنین چیزی نیست. اما در جزئیات، ممکن است سوالات یا شبهاتی وجود داشته باشد که باید برطرف شوند. ما به سمت مذاکره دو مرحلهای رفتهایم؛ مرحله اول این است که اقدامات اعتمادساز صورت گیرد. چرا که اگر دوباره مذاکره کنیم و اقدامات اعتمادساز نباشد، ممکن است دوباره توافق را زیر پا بگذارند، همانطور که در گذشته شاهد بودیم.
ترامپ، وقتی برجام را پاره کرد، صرف نظر از اینکه رئیسجمهور قبلی آمریکا آن را امضا کرده بود، تصمیمی گرفت که این اقدام نشان داد که نمیتوان به آمریکاییها اعتماد کرد، زیرا ممکن است رئیسجمهور بعدی نیز رویکرد متفاوتی داشته باشد. بنابراین، ما باید در مذاکرات خود، اقدامات اعتمادساز را مرحله به مرحله پیش ببریم.
اتفاقی که اکنون در مذاکرات میافتد، همین است. شبهات باید برطرف شود، شفاف صحبت شود و جزئیات دقیق و حتی عدد و رقم ها مشخص گردد تا ما بتوانیم در قبال مردمی که بیش از ۹۰ روز است در خیابانها حضور دارند، پاسخگو باشیم. من فکر نمیکنم بتوان در مورد آینده آمریکا قضاوت کرد. بنابراین، اکنون باید طوری عمل کنیم که اگر فردا دوباره نامردی کردند، ما دستمان پر باشد. هوشمندی و «کیس» بودن تیم مذاکرهکننده و رئیس آن در همین نکته است و به نظرم تا اینجا مسیر درستی طی شده است.
ارکان کشور و رأس نظام بر امور اشراف کامل دارند. کسانی که تلاش میکنند به هر دلیلی عدم اشراف را القا کنند، در مسیر انحرافی حرکت میکنند. رهبر انقلاب، با دریافت گزارشات از مبادی مختلف و سلایق گوناگون، اشراف کامل دارند و با اطلاعات جامع، پیامها و نظرات خود را اعلام میکنند. امروز که این وحدت در سران قوا وجود دارد و رهبر انقلاب اشراف دارند، اگر تصمیمی گرفته میشود، این تصمیم، تصمیم حاکمیت جمهوری اسلامی است و همه باید در این مسیر حرکت کنیم؛ البته با حفظ امکان نقد و ارائه نظر، به شرطی که به وحدت سهضلعی ما خدشهای وارد نشود.
اقدام دولت برای بازگشایی اینترنت بینالملل در شرایط فعلی، چقدر میتواند اعتماد عمومی را ترمیم کند؟
رسولی: برخی بحثها اصلاً مربوط به دولت و مجلس نیست؛ اینها بحثهای کلان کشوری است. شما در مقاطعی شاهد بودید که همین فضای اینترنت باعث شد برخی افراد از آن سوءاستفاده کرده و به امنیت کشور لطمه بزنند و جان هموطنان ما را به خطر بیندازند. این اتفاق افتاده است. وقتی ما میگوییم از تجربهها درس بگیریم، منظورمان این است که در شرایط خاص، اورژانسی و مهم، تصمیمی در کشور گرفته میشود. این شرایط، شرایط روزمره و همیشگی نیست. مردم این را متوجه میشوند. شاید در زمان مناسب، دوباره این اتفاق بیفتد.
نگاه های صفر و صدی آفت امروز کشور است
حالا بگوییم چرا این اتفاق افتاد؟ اگر در کشور خرد جمعی وجود دارد و چیزی به نام شورای امنیت ملی داریم، کسانی که شورای امنیت ملی را تضعیف میکنند، با آنها حرفی ندارم؛ چون ساختار کشور را تضعیف میکنند. اما اگر شما جمهوری اسلامی را قبول دارید و شورای امنیت ملی را قبول دارید، باید به آن احترام بگذارید. در هر دورهای، رئیسجمهور، فرمانده سپاه، فرمانده ارتش، و ارکان مختلف نظامی، امنیتی و سیاسی در آن حضور دارند. وقتی چنین ترکیبی در ساختار جمهوری اسلامی وجود دارد، اگر جمهوری اسلامی را قبول داریم، باید به آن احترام بگذاریم. نمیتوان شما در هر جا که سلیقه شما این است دوست دارید و مراد دلتان است ساختار جمهوری اسلامی را قبول داشته باشید هرجا که سلیقهتان نیست، ارکان و ساختار رسمی کشور را زیر سؤال ببرید، شبهه ایجاد کنید یا اذهان عمومی را مشوش کنید. بالاخره اگر تصمیمی در کشور گرفته میشود، این تصمیم بررسی میشود، دربارهاش صحبت میشود و خرد جمعی در آن نقش دارد.
فکر میکنم موضوع اینترنت هم یکی از همین مباحث بوده است. اگر محدودیتهایی که ایجاد شد، با توجه به زمان و شرایط کشور، تصمیم درستی بود و باید از آن دفاع کرد. حالا در مقطعی هم گفته شد که این شرایط عبور کرده است؛ خب، الان دیگر نیست. ممکن است یک هفته دیگر هم دوباره شرایطی پیش بیاید. ما تابع تصمیمات کشور هستیم.
من میخواهم به هر دو سوی ماجرا بگویم، عقلانیت، عقلانیت، عقلانیت. آنجا که به نفع کشور است، باید از آن دفاع کرد؛ و آنجا هم که زمانش تمام شده، باید پذیرفت. نگاه صفر و صدی، آفت امروز کشور است. کسانی که نگاه صفر و صدی دارند، به خیابان، به جنگ و به مذاکره هم با همین منطق نگاه میکنند. اما ما میگوییم صحنه جنگ فقط یکبعدی نیست؛ در صحنه جنگ، اینترنت هم هست، مذاکره هم هست، تنگه هم هست، محاصره هم هست. همه اینها جزئی از جنگ ماست و باید همه را در یک پازل ببینیم؛ پازل کشور، و سپس با عقلانیت مسیر را ادامه دهیم.
برگزاری بیش از ۱۴۰ جلسه نظارتی و کمیسیونی مجلس از آغاز جنگ
ما شاهد بودیم که مجلس، کمیسیونهای تخصصی و حتی صحن مجازی را در چندین جلسه برگزار کرده است. اما باز هم عدهای میگویند که مجلس فعال نبوده و برگزار نمیشد. صحن علنی مجلس چه زمانی دوباره برقرار میشود؟
رسولی: اولاً چون فرمودید «عدهای میگویند»، من میگویم در واقع چند نفر میگویند. آنچه درست، واقعی و غیرقابل انکار است این است که مجلس باز بوده و فعالیت کرده است. بیش از ۱۴۰ جلسه نظارتی و کمیسیونی برگزار شده؛ اینها ثبت شدهاند. در این ایام، فیلم و عکس جلسات موجود است. شما میبینید که کمیسیون به وزارتخانه رفته، با وزیر جلسه گذاشته، فیلمش هست. کارشناسان وزارتخانه آمدهاند، بازدید از مناطق آسیبدیده جنگی انجام شده، همهاش ثبت شده است. بیش از ۱۴۰ جلسه برگزار شده؛ با این حساب، چطور میتوان گفت مجلس تعطیل بوده؟
پس این یک واقعیت است که برخی آن را کتمان میکنند؛ حالا با هر نیتی که باشد، چه منافع سیاسی، چه مسائل شخصی. اما مهم این است که فعالیت مجلس برقرار بوده. ساختار اداری مجلس هم فعال بوده. ممکن است ساختمان اصلی در جایی نبوده و به دلیل ملاحظاتی به ساختمان دیگری منتقل شده باشد، اما مجلس برقرار بوده، کار اداری انجام شده و کار نمایندگان هم انجام شده است.
درباره صحن علنی هم بگویم، برگزار نشدن آن، تصمیمی بوده که از سوی مراجع ذیصلاح کشور و با توجه به مصالح اتخاذ شده است؛ ربطی به نمایندگان یا حتی رئیس مجلس نداشته است. رئیس مجلس هم در این تصمیمگیری، بهعنوان رئیس ورود نداشته و تابع تصمیمات کشور بوده است. اگر امروز بگوید باز میشود یا بسته میشود، در حالی که اگر اتفاقی بیفتد همه خواهند گفت تدبیر نداشتید و عقلانیت به خرج ندادید.
پس مراجع ذیصلاح تصمیم گرفتند که جلسه علنی به دلیل ملاحظات برگزار نشود و در عوض، فعالیتهای دیگر مجلس ادامه پیدا کند. هر روزی هم که بگویند این محدودیت برداشته شده و خطر گذشته است، جلسه علنی برگزار خواهد شد. ما هم از نبود جلسه علنی ناراحتیم، اما در نهایت تابع تصمیمات کلان کشور هستیم.
حتی جلسه وبیناری هم با حضور بیش از ۲۶۰ نماینده برگزار شد. بالاخره اینها نماینده مردم هستند یا نیستند؟ من میخواهم بگویم همه نمایندگان، نه! فقط یک، دو، سه یا چهار نفر. وقتی همه نمایندگان، نماینده مردماند، جلسه وبیناری با حضور بیش از ۲۶۰ نفر تشکیل شد. انتخابات هم برگزار میشود، تعداد آرا مشخص است؛ رئیس مجلس به تنهایی ۲۳۵ رأی میآورد و دوستان دیگر هم هستند. بالاخره حدود ۲۸۰ رأی جمع شده است. پس شما چطور میگویید فعالیتی وجود نداشته، مردم اینها را میفهمند. حتی نمایندگان هم میفهمند.
وقتی شما گفتید «عده»، من میگویم «عدد». وقتی کسی انتخابات را تحریم میکند، انتخاباتی که متعلق به جمهوری اسلامی است، خب نمایندگان مردم هم با او همراهی نمیکنند. این میشود همان «تک» شما چطور میتوانید انتخابات جمهوری اسلامی را تحریم کنید؟ بر چه اساسی؟ فکر میکنم اینها باید در تاریخ ثبت شود. دستگاههای نظارتی باید ثبت کنند. ما بالاخره از این مرحله عبور خواهیم کرد.
اگر کسی در این شرایط خاص کشور اظهاراتی میکند که آب به آسیاب دشمن میریزد، به دشمن سوژه میدهد، دست دشمن را پر میکند، با اظهاراتش، با تحلیلش، با تصمیمش… شما چطور میتوانید مطلبی را بنویسید یا مصاحبه کنید و بعد بگویید منظورم این نبود؟ برای مثال من این دیوار را برمیدارم، آب را میخورم. بعد شما میگویید آب خوردی، میگویید نه، من فقط میخواستم تشنگیام را برطرف کنم! نمی دانستم آب داخلش است، شما لیوان آب را برداشتی و آب خوردی؛ خب بگو آب خوردم!
میخواهم بگویم که تحلیل رفتار و تصمیم افراد در این مقطع، تعیینکننده است و فضای کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین، از بحث دور نشویم، مجلس فعال بوده، مجلس برقرار بوده، جلسات کمیسیونی، نظارتی، اداری، همه چیز فعال بوده است. جلسه علنی در مقطعی به دلیل تصمیم کشور و مراجع ذیصلاحش برگزار نشد، اما با تدبیری که رئیس محترم مجلس اندیشید، به صورت وبیناری نمایندگان هم استقبال کردند و جلسات در حال برگزاری است. این هفته هم سوگند نمایندگان برگزار شد و الحمدلله مسیر مجلس، مسیر خود را در کنار دولت برای اداره کشور ادامه میدهد. امیدواریم این ایام زودتر سپری شود.
باید به سمتی برویم که فرد متخصص در جایی که تواناییاش را دارد، قرار بگیرد
با توجه به اینکه شما دبیرکل حزب نسل نو هم هستید، در رابطه با انتخابات شوراها و انتخاباتی که در پیش رو داریم، میخواستم از شما بپرسم. ما شاهد این هستیم که در قالب ائتلافی به نام «تهران سربلند» میخواهیم وارد انتخابات شوید و احزابی مانند «توسعه و عدالت»، «نسل نو»، «موتلفه» و «عدالت و پیشرفت» به این ائتلاف پیوستهاند. آیا قرار است احزاب دیگری هم به این ائتلاف بپیوندند؟ اگر هستند، نام ببرید.
رسولی: ما معتقدیم در موضوعات تخصصی، افراد باید در جایگاه خودشان بنشینند. در جمهوری اسلامی باید به سمتی برویم که فرد متخصص در جایی که تواناییاش را دارد، قرار بگیرد، نه اینکه فردی فاقد تخصص، خودش را به آن صندلی تحمیل کند.
لذا تصور ما این است که بالاخره الان انتخابات شورای شهر است. فردی مانند آقای چمران، که دورههای مختلف بوده و تجربه دارد و کار کرده، تا ریزترین مباحث در جریان است و من از نزدیک با ایشان جلسات مختلفی داشتهام و اشرافشان را دیدهام. ما به لحاظ سیاسی گفتیم باید حول محور کسی جمع شویم که در این حوزه تجربه دارد و موی سفید کرده است. بنابراین، با توجه به قانون انتخابات تناسبی و نقش احزاب در انتخابات، احزابی با محوریت آقای چمران، ائتلاف «تهران سربلند» را تشکیل دادند.
در این ائتلاف هم احزاب نوپای جوانی مانند «نسل نو» حضور دارند که سه عضو شورای شهر از این حزب در حال حاضر در شورا هستند، و هم احزاب قدیمی که شاید بر اساس برخی فاصلهها دور شده بودند و تحولاتی در آنها اتفاق افتاده است. احزاب دیگری هم پیوستهاند.
واقعیتش این است که ما در شرایط خاص کشور هستیم و فعلاً صبر کردهایم تا این مقطع را پشت سر بگذاریم. بر اساس تصمیمی که گرفته شده، دو ماه بعد از پایان جنگ، انتخابات برگزار میشود. فرصت داریم، اما احزاب دیگری هم اعلام آمادگی کردهاند. مانند حزب قانون، آقای رامین، نماینده دماوند، ایشان و دوستانشان نامهای کتبی نوشتند و اعلام کردند که ما به «تهران سربلند» می پیوندیم یا تشکلهای دیگری که حتی سیاسی نیستند - مثلاً جامعه اصناف بازار اعلام کردند که به این ائتلاف می پیوندند، دوستان دیگری هم هستند و این کار دارد شکل میگیرد.
وقتی کسی انتخابات داخل مجلس را تحریم میکند، انتخاباتی که متعلق به جمهوری اسلامی است، خب نمایندگان مردم هم با او همراهی نمیکنند. این میشود همان «تک» شما چطور میتوانید انتخابات جمهوری اسلامی را تحریم کنید؟ بر چه اساسی؟ فکر میکنم اینها باید در تاریخ ثبت شود.
ما میگوییم که به هر صورت، بر اساس عقلانیت و تجربه، دوستان دور هم جمع شوند و همفکری کنند. هر کسی هم که بخواهد دور میز بنشیند، باید ملزوماتش را بپذیرد؛ بپذیرد که حرف شخصی اینجا مطرح نیست و برای کسی تکلیف تعیین نمیشود. بیایند دور میز بنشینند و حرف بزنند.
در عین حال، به شما بگویم که ما اساساً در «تهران سربلند» سیاستمان این است که نگوییم چه کسی شهردار بشود یا نشود. ما میگوییم وظیفه ما این است که بهترین گزینهها را معرفی کنیم. احزاب، جریانها و گروهها بیایند و معرفی کنند؛ مردم رأی میدهند. این اختیار عضو شورا است که فردا تصمیم بگیرد. برخی چطور تعیین تکلیف میکنند که الان باید تعیین تکلیف شود ما اصلاً تکلیفمان این نیست. تکلیف ما این است که انتخابات پرشوری برگزار کنیم، به مشارکت کمک کنیم، اعضایی را معرفی کنیم که بتوانند به شهر کمک بیشتری کنند.
به همین خاطر، این ائتلاف «تهران سربلند» با محوریت آقای چمران شکل گرفته است. احزاب مختلفی هستند و اضافه میشوند. هر کسی هم بیاید، دور این میز خواهد نشست و انشاءالله به یک جمعبندی خواهیم رسید که در نهایت به مشارکت کمک کند، به اینکه مردم احساس کنند برای شهرشان وظیفهای دارند و باید بیایند و شرکت کنند تا به شهرشان کمک کنند.
نظر شما